تبلیغات

معرفي فيلم پاريس paris 2008

http://pic.leech.it/i/c0c84/3f327ec7paris.jpg

معرفي فيلم پاريس paris 2008

نويسنده و کارگردان: سدريک کلاپيش.

موسيقي: رابرت برک، لواک دوري، کريستوفر مينک. مدير فيلمبرداري: ‏کريستوفر بوکارن. تدوين: فرانسين سندبرگ. طراح صحنه: ماري شمينال.

بازيگران: ژوليت بينوش[اليز]، رومن ‏دوريس[پي ير]، فابريس لوچيني[رولان ورنوي]، آلبر دوپونتل[ژان]، فرانسوا کلوزه[فيليپ ورنوي]، کارين ويار[نان ‏فروش]، ژيل للوش[فرانکي]، ملاني لوران[لتيشيا]، زين الدين سوآلم[مراد]، ژولي فريه[کارولين]، اليويا بونامي[دايان].

مدت :‏‏130 دقيقه. محصول 2008 فرانسه. ‏

خلاصه فيلم :
پي ير رقصنده اي حرفه اي که از عارضه قلبي خطرناکي رنج مي برد، در انتظار عمل تعويض قلب که شايد زندگي ‏دوباره به وي ببخشد، کاري به جز نگاه کردن به مردم پيرامون خويش از بالکن آپارتمانش در شهر پاريس ندارد. ‏خواهرش اليز وقتي از بيماري وي باخبر مي شود، براي اين که آخرين روزهاي احتمالي زندگي برادرش را با وي ‏باشد، به همراه سه فرزندش به آپارتمان وي نقل مکان مي کند. او نيز مشکلات خودش را دارد. به مردي-ژان- در بازار ‏ميوه فروش ها علاقمند شده، که از همسرش جدا شده است. اما همسرش هنوز در کنار وي کار مي کند و روابطش با ‏ديگر مردها از جمله مراد به مذاق وي خوش آيند نيست. پي ير که به نگاه کردن از بالکن ادامه مي دهد، دختر زيبايي را ‏در آپارتمان مقابل کشف مي کند و اميدوار است با وي آشنا شده و قبل از مرگ يک بار ديگر عشق را تجربه کند. اما ‏دختر جوان و دانشجو با پسري ديگر دوست بوده و استادش نيز شيفته وي شده است. استادي دچار بحران ميان سالي و ‏تنها که برادر آرشتيکتش در صدد ساخت مجتمع بزرگي است و هر دو پدر کهن سال خود را به تازگي از دست داده اند. ‏به نظر مي رسد اين پاريسي ها هر کدام مشکلات خودشان را در اين ابرشهر دارند، شهري که بسياري ها از جمله ‏اهالي کامرون مشتاق سفر قاچاق کار در آن هستند....‏

چرا بايد ديد ؟

نويسنده و کارگردان: سدريک کلاپيش. موسيقي: رابرت برک، لواک دوري، کريستوفر مينک. مدير فيلمبرداري: ‏کريستوفر بوکارن. تدوين: فرانسين سندبرگ. طراح صحنه: ماري شمينال. بازيگران: ژوليت بينوش[اليز]، رومن ‏دوريس[پي ير]، فابريس لوچيني[رولان ورنوي]، آلبر دوپونتل[ژان]، فرانسوا کلوزه[فيليپ ورنوي]، کارين ويار[نان ‏فروش]، ژيل للوش[فرانکي]، ملاني لوران[لتيشيا]، زين الدين سوآلم[مراد]، ژولي فريه[کارولين]، اليويا بونامي[دايان]. ‏‏130 دقيقه. محصول 2008 فرانسه. ‏
پي ير رقصنده اي حرفه اي که از عارضه قلبي خطرناکي رنج مي برد، در انتظار عمل تعويض قلب که شايد زندگي ‏دوباره به وي ببخشد، کاري به جز نگاه کردن به مردم پيرامون خويش از بالکن آپارتمانش در شهر پاريس ندارد. ‏خواهرش اليز وقتي از بيماري وي باخبر مي شود، براي اين که آخرين روزهاي احتمالي زندگي برادرش را با وي ‏باشد، به همراه سه فرزندش به آپارتمان وي نقل مکان مي کند. او نيز مشکلات خودش را دارد. به مردي-ژان- در بازار ‏ميوه فروش ها علاقمند شده، که از همسرش جدا شده است. اما همسرش هنوز در کنار وي کار مي کند و روابطش با ‏ديگر مردها از جمله مراد به مذاق وي خوش آيند نيست. پي ير که به نگاه کردن از بالکن ادامه مي دهد، دختر زيبايي را ‏در آپارتمان مقابل کشف مي کند و اميدوار است با وي آشنا شده و قبل از مرگ يک بار ديگر عشق را تجربه کند. اما ‏دختر جوان و دانشجو با پسري ديگر دوست بوده و استادش نيز شيفته وي شده است. استادي دچار بحران ميان سالي و ‏تنها که برادر آرشتيکتش در صدد ساخت مجتمع بزرگي است و هر دو پدر کهن سال خود را به تازگي از دست داده اند. ‏به نظر مي رسد اين پاريسي ها هر کدام مشکلات خودشان را در اين ابرشهر دارند، شهري که بسياري ها از جمله ‏اهالي کامرون مشتاق سفر قاچاق کار در آن هستند....‏

 

ثبت نظر